مهم نیست، هیچ چیز

۲۸ شهریور ۱۳۹۴ توسط علیرضا

تعریف زندگی برای من از بچگی استرس بوده.

خیلی می شنیدم. استرس. استرس کنکور برای آدم بزرگا. استرس فلان چیز. همیشه فکر می کردم چرا من استرس ندارم. اما کم کم فهمیدم من همیشه استرس دارم. همه چیز استرس. هر چیز کوچیکی، هر اشتباهی، هر مسئله ای طوری منو اذیت می کرد که از حالت عادی خارج می شدم.

از وقتی یادم میاد باهاش جنگیدم. “اروم باش علیرضا” . نشد، و وقتی نشد راه حل رو بدن من انتخاب کرد. وقتی استرس حذف نمیشه، اهمیت موضوعات که کم میشه.

بی خیال شدم. بی خیال چیز های مهم. بی خیال چیز هایی شدم که منو تا درد فیزیکی اذیت می کرد.

چقدر سخته، وقتی می گذری از کنار چیزی که برات مهمه.

نه؟

کاش یه گوشه ای، واقعا آرامش بود. منی که هیچ وقت دنبال آرامش نبودم، می گم که کاش فقط یه گوشه آرامش بود. یه گوشه توی خود آدم.

شاید اصلا مشکل نبودن اون گوشه ست. شاید همه همینقدر اضطراب دارن و اون گوشه رو دارن.

گوم، گوم، گوم، گوم، گوم و صد گوم پر فشارِ دیگه در ثانیه ای که کاش هیچ ثانیه ای نبود. کاش تمام این خون توی این رگ نبود.

کاش های الکی

اسید، اسید، دل درد، گوم، اسید، اسید، سر درد، گوم، بی خیال، گوم، اسید، هدفون، گوم، سر درد، اسید، متال، هدفون، گوم، آه، کمی آرامش در بی آرامش ترین موسیقی جهان. آه. خمارم، فریاد بکش.


۳ دیدگاه »

  1. saye می‌گه:

    پیشنهاد میکنم گوش دادن موسیقی رو کمتر کنی…بشنو از من!تجربه دارم که میگم.رگ خوابت تو دستش افتاده.رگ خوابت رو خودت بگیر دستت.
    آدما پر زاویه هستن.گوشه دارن،گوش شنوا ندارن.همون کنج وجدان بشین.اون بهترین گوشه هست که تو رو آروم میکنه…کاری میکنه وجدان درد نداشته باشی.توکلت علی الله…
    GOD bless you

  2. saye می‌گه:

    راستی رگ خوابت رو جدی بگیر تا عروسک نشدی!توکلت علی الله
    GOD bless you

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *